مهراب علی پور شاعر هنرمند روستای سنان
"حضور شخصیت های قرآنی با بافت داستانی متناسب با محیط، در شعر، از نشانه های موفقیت شاعر در انتقال مفاهیم هنری به کالبد واژگان است.قرآن کریم با در بر داشتن درونمایه ها و مفاهیم ژرف با محوریت شخصیت های مطرح شده در متن قرآن ، تصویر پویای زندگی را در بستر جامعه به نمایش می گذارد.کاربرد شخصیات ها با دو محور 1-شر و بدی ،2-خیر و نیکی، بازتاب واقعیت و حقیقت در جامعه های گوناگون بشری است.در شعر به عنوان مهمترین بخش از روح انسان ، حضور این دو عنصر نمایان و پدیدار است.از این جهت شعر با الگوپذیری از شخصیت ها به عنوان مهمترین بافت فرهنگی اثرگذار بر انسان ظهور می یابد.از همین رو توجه به شخصیت پردازی در داستان های شعر از مهمترین بخش از فعالیت های فرهنگی در جامعه به شمار می آید.این شخصیت ها در بازگشت به گذشته های کهن و درآمیختن با سخنان شخصیت های ادبی بومی ما: حافظ، سعدی، مولوی، سنایی، و...خواهد توانست پویایی خود را بازیابد و از فرهنگ زدگی و مراجعه به ظواهر غرب که از اسلام و الگوی اسلامی فاصله یافته است، نجات یابد"
نمونه ای از شعر
با الهام از داستان خضر در همراهی موسی(ع)
غم بی خبری
آتش از دل برود آب ز چشمان ترم که در این قافله از مقصد خود بی خبرم
طلب عافیت از روز جزا از چه کنم من که جز خواب و خور از عمر نباشد هنرم
زین بیابان که دو صد قافله بی راه رود همرهی کو دل آسوده از آن درگذرم
بی خبر کس نبرد ره ز بیابان فنا هان! مگر صحبت خضری بشود راهبرم
با دل بی ثمر از مهر من و دست تهی کی به انجام رسانم به سلامت سفرم
توشه ای می طلبد از تو مرا چشم دعا کاین شب پرخطر از ره بنماید سحرم
فرصتی کاش مرا بود که یک بار دگر خود مهیّا کنم از این سفر پر خطرم
دیده از لذّت این خواب گران باید شست ورنه بی راهه برد اسب قضا و قدرم
ردّ پایی ز من از جای نماند "حیران" باد و باران فنا محو نماید اثرم

فرصتی است کوتاه! تا ببالی